تبلیغات
عطر نرگس

 از چادرهای بلندی که نیمی ازکوچه های بی شرمی را به خانه می برد.

از چشمان گناه آلود گرگهای هوس بازی که در جاجای پلیس آبادیها به کمین نشسته اند .

از زیبارویان خوش بو و عطر آگینی که قلبشان چون مردابی است گندیده.

یا از شرم چشمان مجنون سر به زیر انداخته ی پاک و لیلی یانی پاک دامن .

از دخترکهایی که چون عروسکند ، هنگامی که روسریهای چهارقد شان را بر گیسوان طلایی رنگشان می افشانند و بر سجاده می روند و زیر لب فقط پچ پچ می کنند بی معنایی پر از مفهوم...

کاش همه بفهمند از ترسی که دختر کوچولوی 6 ساله دارد ،از وحشتی که قلب بزرگمردی را به خاطرزیبایی تارموی دخترش به لرزه می اندازد .

از غیرت مادرکی که طفلکش را به آغوش کشیده .

کاش همه بفهمند که حجاب را باید از ته دل شناخت و باورش داشت .

 نه فقط هدی باشد در فاصله ی زنگ شروع تا پایان کلاس.

 نه فقط چادری باشد برای مسجد و حریری نازک در خیابان.

کاش حجاب را ولگردان نیز بدانند که چشمانشان را درویش کنند .

کاش دختران پا برهنه بودند به جای اینکه با اهنگ کفششان قلب گرگی را رعد بزنند.

کاش مردان شهرما کور بودند اما روشن دل. ای کاش دانش آموزان و دخترکان ما به جای هد مدرسه عظمت وجودی خویش را بر پیشانی خود می دیدند و همه می فهمیدند که حجاب نه زندانی است و نه زنجیر بلکه نمادی است از بزرگی و آزادی.......





نوشته شده در تاریخ 1391/04/22 توسط atre narges


گل نرگس
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت


دریافت کد جملات شریعتی